غوطه ور در اقیانوس ذهن

یك داستان ترسناك همیشه باید با پایانی غم انگیز و بد تمام شود. این یك اصل و قانون است. اگر این قانون را بشكنی، نمی توانی یك نویسنده موفق باشی، در دنیایی كه تمام نوشته هایت به واقعیت تبدیل می شوند، نوشتن یك داستان بد به منزله نابودی زندگی خودت است. پس از عرضه بازی Alan Wake شركت Remedy دو DLC كه هر كدام یك قسمت بودند را تهیه كرد كه در حقیقت دنباله داستان بازی اصلی هستند. اگر چه مدتی از عرضه شدن این دو DLC می گذرد، ولی قصد داریم یك بررسی كلی بر داستان و ساختار آن ها داشته باشیم تا كسانی كه به هر دلیلی موفق به انجام این دو DLC نشده اند هم از آن لذت ببرند.

The Signal


اگر همه جا تاریك باشد و فقط یك كورسوی روشن در انتهای آن چشمك بزند، تمام حواستان به آن می رود. تا به همین نور كوچک نرسید، دست بردار نیستید. اگر چه این روزنه كوچك در دریای تاریكی غرق شده، ولی به نظر شما این تاریكی است كه در حاشیه نور وجود دارد. وقایع The Signal پس از ماجرای اصلی اتفاق می افتد. آلن (Alan) متوجه می شود كه باید انتهای رمان خود یعنی Departure را تغییر بدهد و با گذاشتن یك پایان غم انگیز خود را قربانی نجات یافتن همسرش، آلیس (Alice) بكند. او باربارا جاگر (Barbara Jagger) را كه در حقیقت یك Host تاریكی بود با Clicker نابود كرد و انتهای Departure را این طور نوشت كه آلیس از دریاچه نجات پیدا می كند و آلن از سوی دیگر به عمق آن می رود تا آلیس را نجات دهد، اما این یك دریاچه نیست، این یك اقیانوس است. در حقیقت Cauldron Lake منبع اصلی تاریكی است كه در شهر Bright Falls گسترش یافته است. اما پس از این حادثه چه بر سر آلن می آید؟ در The Signal ما كنترل آلن را در دست می گیریم و خود را دوباره در شهر Bright Falls می بینیم. آلن سر در نمی آورد كه چه خبر شده، شهر خیلی تاریك است و هیچ سكنه ای در آن نیست. همه چیز به هم ریخته و نیروی تاریكی قصد نابودی او را دارد. آلن به یك مغازه فرار می كند و در آنجا تلفن همراه خود را روی زمین می بیند. در حالیكه امیدی به آنتن دادن تلفن خود ندارد، در كمال تعجب مشاهده می كند که گوشی كار كرده و آنتن می دهد. ناگهان تلفن زنگ می زند و ما صدای توماس زین (Thomas Zane) را پشت خط می شنویم. اگر به خاطر داشته باشید، توماس زین نویسنده ای بوده همانند آلن كه با همسر خود باربارا جاگر برای تعطیلات به Cauldron Lake آمده بودند و همانند آلن داستان او به حقیقت پیوسته و هر دوی آن ها قربانی تاریكی شدند. باربارا به یك Host برای تاریكی تبدیل شده و خود توماس سعی كرده بود كه با لباسی غواصی به عمق دریاچه برود و باربارا را نجات دهد، ولی در آنجا گیر می كند.

توماس به آلن می گوید كه در حقیقت او هنوز در اعماق دریاچه است و هر لحظه بیشتر به عمق غرق می شود. دنیایی كه ما در The Signal مشاهده می كنیم، در حقیقت دنیای واقعی نیست و بر خلاف بازی اصلی، این بار در ذهن آلن اتفاق می افتد. جایی كه تمام تخیلات و تفكرات دست به دست هم داده و یك داستان را تشكیل می دهند. توماس زین به آلن می گوید كه باید با تاریكی مبارزه كند و حقه های او را نادیده بگیرد. هر چه آلن این دنیای غیر واقعی را واقعی تصور كند، بیشتر به عمق دریاچه فرو خواهد رفت و سرانجام در آنجا همانند زین اسیر خواهد شد. زین یك سیگنال روی گوشی آلن می گذارد و به او می گوید كه هر چه سریع تر به این مكان برسد. كل این DLC به رسیدن آلن به سیگنال می پردازد كه شما باید با موجودات تاریكی میان راه مبارزه كنید و حقه هایی كه تاریكی در قالب دوستان خود به شما می زند را باور نكنید. مثلا تاریكی در قالب آلیس قصد گمراه كردن شما را دارد. در پایان این DLC آلن به سیگنال مورد نظر، یعنی دریاچه Cauldron می رسد و دوباره به دریا غرق می شود، ولی در پایان دكتر هارتمن (Dr. Hartman) كه در بازی اصلی قصد داشت با نوشته های آلن به قدرت برسد، او را نجات می دهد. Remedy در The Signal توجه زیادی به داستان نداشته و در حقیقت یك قسمت اكشن دیگر برای بازی ساخته است. جو بازی تاریك تر از قبل شده و خیلی خوفناك است. Takenها با تعداد بیشتری حمله می كنند و مبارزات خیلی نفس گیر و دلهره آور كار شده اند. در پایان بازی اصلی، نوشته هایی وجود داشتند كه وقتی نور به آن ها تابیده می شد به یك شیء تبدیل می شدند كه در حقیقت بیانگر ذهن استعاره سازه آلن را نشان می داد. این بار چون بازی در ذهن آلن پیگیری می شود، از این كلمات زیاد وجود دارند و شما می توانید مثلا با تاباندن نور به كلمه Bang یك انفجار نور درست كنید و تمام Takenها را از بین ببرید. چنین موضوعی تنوع خیلی جالب به گیم پلی داده و حتی گیم پلی نو آور Alan Wake را بیش از قبل درگیر كننده و پر از نبوغ جلوه داده است.

The Writer


در دنیای ادبیات اصطلاحی وجود دارد به نام Writing Block. وقتی نویسنده ای دچار این موضوع می شود، تخیلش دیگر به او اجازه نوشتن یك داستان دیگر را نمی دهد و در حقیقت نویسنده برای مدتی استعداد خود را در نوشتن از دست می دهد و سوژه ای خاص برای رمان بعدی خود پیدا نمی كند. كار را با یك برگه سفید آغاز می كنید و هنوز بعد از ساعت ها و روزها همان برگه سفید زیر دستتان است. دوست دارید این سفیدی را با جوهر مشكی خود بپوشانید تا دیگر نور را به چشمانتان بازتاب ندهد. در DLC دوم كه به تازگی عرضه شد Remedy خیلی بهتر از The Signal عمل كرده است. بازی، داستان بهتری دارد و گیم پلی آن خیلی بالانس تر و بهتر شده است. در The Writer نشان داده می شود كه باز هم در ذهن آلن هستید و در حقیقت نجات یافتن توسط هارتمن هم یك توهم بوده است. این بار توماس زین می گوید كه تاریكی بیشتر سعی دارد آلن را نابود كند و از تمام قدرت و حیله های خود استفاده می كند تا آلن را به عمق دریاچه بكشد. زین اشاره می كند كه آلن این بار باید برای نابودی تاریكی به Light House برود. آلن راه را ادامه می دهد و در Writer ما با پیچیده ترین تصویری كه Remedy تا به حال از ذهن مغشوش آلن نشان داده روبرو می شویم. ما سفری به عمیق ترین مناطق ذهن آلن، به دغدغه های او، به مشكلاتش در نویسندگی، به ترس هایش از رابطه زناشویی و به وجودیت خود داریم. The Writer را می توان تخیلی ترین قسمت Alan Wake نامید كه در آن خانه آلن همانند یك گردانه بزرگ می چرخد و ما در آن اسیر هستیم. ما آلن دیگری را می بینیم كه در حقیقت توماس زین در نسخه اصلی او را Mr. Scratch نامیده است. Mr. Scratch همانطور كه از نامش پیدا است در حقیقت وجدان سرزنش كننده آلن است.

آلن او را كه در واقع خودش است، عامل اصلی شكست هایش می داند و تاریكی قصد دارد با سركوفت زدن به آلن با وجودیت Mr. Scratch او را از روشنایی و عشق واقعی خودش به آلیس دور كند. این بار ما یك جهش بزرگ در شخصیت آلن مشاهده می كنیم. او دیگر خود را سرزنش نمی كند و مقصر گم شدن آلیس نمی داند. او خیلی منطقی با مشكلات روبرو می شود و همین موضوع باعث می شود كه تسلیم تاریكی نشود. تاریكی می خواهد با تصاویر دروغین آلیس را طوری نشان دهد كه از آلن متنفر است. تاریكی می خواهد Mr. Scratch را طوری نشان دهد كه آینه ای دروغین بر مشكلات آلن باشد. تاریكی می خواهد دوست های آلن را مثل بری (Barry)، خیانتكار و بی وفا جلوه دهد، اما آلن نه تنها در مقابل این دروغ ها مقاوت می كند، بلكه با آن مبارزه هم می كند. در نهایت آلن به Light House می رسد و با كشتن Takenها به دریاچه Cauldron و كلبه ای كه با آلیس اجاره كرده بودند، باز می گردد. آلن این بار دیگر مشكل نویسندگی ندارد. او پشت ماشین تایپ نشسته و شروع به نوشتن رمانی جدید می كند، رمانی به نام Return (بازگشت) كه در حقیقت یك پیش درآمد بر رمان Departure است. آیا Alan Wake 2 یك Sequel داستانی بر رمان Departure است؟ آیا آلن می تواند با نوشتن رمان Return دوباره پیش آلیس بازگردد؟ تمام این سوال ها در شماره دوم جواب خواهد داده شد. از لحاظ گیم پلی، این نسخه بیشتر شبیه به The Signal است، ولی نكات قوت بازی اصلی را هم در خود دارد. در The Writer دیگر مشكل Screen Tearing مشاهده نمی كنیم و Remedy با صحنه هایی مثل آتش بازی قصد دارد بار دیگر عظمت موتور گرافیكی خود را در نورپردازی نشان دهد كه واقعا خیره كننده كار شده اند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 دی 1389    | توسط: sparta marcus    | طبقه بندی: نقد و بررسی بازیها،     | نظرات()